تبليغاتX
انجمن علمی مکانیک دانشکده مهندسی سیرجان
زندگي يعني اسب همت تاختن , در كنار تن به روح خويش پرداختن , بر توكل تكيه كردن , با كمال سعي خويش به خدا پيوستن و غير از خدا نشناختن , سوختن در آفتاب شعله هاي رنج , در كوره هاي امتحان گداختن !!!

اینک من هستم غرق در نعمتهای پروردگار

از خداوند نیرو خواستم ٫ ضعیفم آفرید که تواضع و بندگی را بیاموزم .

از او سلامتی خواستم ٬ که کارهای بزرگی را انجام دهم ٫ ناتوانم آفرید ٫ که کارهای بهتری را انجام دهم .

از او ثروت خواستم که سعادتمند شوم ٫ فقرم بخشید که عاقل باشم.

از او قدرت خواستم که ستایش دیگران را به دست آورم ٫ شکستم بخشید که بدانم پیوسته نیازمند اویم.

از او همه چیز خواستم که از زندگی لذت ببرم ٫ زندگیم بخشید که از همه چیز لذت ببرم .

آنچه خواستم به من نداد ٫ آنچه بدان امید داشتم به من بخشید .

و دعاهای ناگفته ام مستجاب شدند و آنها این بود :

من هستم در میان انسانها و غرق در نعمت های پروردگار.

+ نوشته شده توسط در دوشنبه 1387/03/13 و ساعت 10 |

لغت نامه مهندسين در جلسات كارفرما

1.        اين بستگى دارد به ...... يعنى: جواب سوال شما را نمى دانم! 

2.       نحوه عمل دستگاه بسيار جالب است. يعنى: دستگاه كار مى كند و اين براى ما تعجب انگيز است! 

3.       اين موضوع پس از روزها تحقيق و بررسى فهميده شد. يعنى: اين موضوع را بطور تصادفى فهميدم! 

4.      كاملا انجام شده يعنى: راجع به 10 درصد كار تنها برنامه ريزى شده ! 

5.      ما تصحيحاتى روى سيستم انجام داديم تا آن را ارتقا دهيم. يعنى: تمام طراحى ما اشتباه بوده و ما از اول شروع كرده ايم!

6.      پروژه بدليل بعضى مشكلات ديده نشده، كمى از برنامه ريزى عقب است. يعنى: تاكنون روى پروژه ديگرى كار مى كرديم!

7.      ما پيشگويى مى كنيم..... يعنى: 90 درصد احتمال خطا مى رود! 

8.      اين موضوع در مدارك علمى تعريف نشده. يعنى: تاكنون كسى از اعضا تيم پروژه به اين موضوع فكر نكرده است!

9.      پروژه طورى طراحى شده كه كاملا سيستم بدون نقص كار مى كند. يعنى: هرگونه مشكلات بعدى ناشى از عملكرد غلط اپراتورها ست!

10.  تمام انتخاب اوليه به كنار گذاشته شد. يعنى: تنها فردى كه اين موضوع را مى فهميد از تيم خارج شده است!

11.  كل كوشش ما براى اينست كه مشترى راضى شود. يعنى: ما آنقدر از زمان بندى عقبيم كه هر چه كه به مشترى بدهيم راضى مى شود!

12. تحويل پروژه براى فصل آخر سال آينده پيش بينى شده است. يعنى: كه تا آن زمان ما مى توانيم مقصر تاخير در اجراى پروژه را كسى از ميان تيم كارفرما پيدا كنيم!

13.  روى چند انتخاب بطور همزمان در حال كار هستيم. يعنى: هنوز تصميم نگرفته ايم چه كنيم!

14.  تا چند دقيقه ديگر به اين موضوع مى رسيم. يعنى: فراموشش كنيد، الان به اندازه كافى مشكل داريم!

15.  حالا ما آماده ايم صحبتهاى شما را بشنويم. يعنى: شما هر چه مى خواهيد صحبت كنيد كه البته تاثيرى در كارى كه ما انجام خواهيم داد ندارد!

16.  بعلت اهميت تئورى و عملى اين موضوع...... يعنى: بعلت علاقه من به اين موضوع! 

17. سه نمونه جهت مطالعه شما انتخاب شده و آورده شده اند. يعنى: طبيعتا بقيه نمونه ها واجد مشخصاتى كه شما بايد بعد از مطالعه به آن برسيد، نبوده اند!

18.  بقيه نتايج در گزارش بعدى ارائه مى شود. يعنى: بقيه نتايج را تا فشار نياوريد نخواهيم داد!

19.   ثابت شده كه .... يعنى: من فكر مى كنم كه .....! 

20.  اين صحبت شما تا اندازه اى صحيح است. يعنى:از نظر من صحبت شما مطلقا غلط است! 

21.  در اين مورد طبق استاندارد عمل خواهيم كرد. يعنى: ازجزئيات كار اصلا اطلاع نداريد!

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه 1387/03/09 و ساعت 10 |

وقتي مردم درباره ي اتومبيل هاي مسابقه يا اتومبيل هاي ورزشي با سرعت بالا صحبت مي کنند، موضوع توربوشارژرها ظاهر مي شود ، توربوشارژرها در موتورهاي ديزل بزرگ هم وجود دارند، يک توربوشارژر به طور عمده قدرت موتور را بدون افزايش وزن آن زياد مي کند که مزيت بزرگي است و توربوشارژرها را مهم مي کند.
 

 

در اين مقاله ياد مي گيريم که چطور توربوشارژر قدرت خروجي موتور را افزايش مي دهد،  همچنين ياد مي گيريم پره هاي سراميکي و ياطاقان هاي ساچمه اي چطور به توربوشارژر کمک مي کنند تا وظيفه اش را بهتر انجام دهد.
توربوشارژرها يک نوع سيستم مکش هوا هستند که جريان هواي ورودي به موتور را فشرده مي کنند، مزيت اين سيستم اين است که به موتور اجازه مي دهد هواي بيشتري به سيلندر وارد کند و هواي بيشتر به معني سوخت بيشتر است، بنابر اين انرژي بيشتري از هر انفجار به دست مي ايد، يک موتور با توربو شارژر در کل قذرت بيشتري از يک موتور مشابه بدون تورربوشارژر دارد، يعني توربوشارژر نسبت قدرت به وزن موتور را افزايش مي دهد.
براي رسيدن به اين تقويت فشار، توربوشارژر از جريان خروجي اگزوز براي چرخاندن يک توربين استفاده مي کند که خود يک پمپ هوا را مي چرخاند، توربين در توربوشارژر با سرعتي بالغ بر ١٥٠٫٠٠٠ دور در دقيقه مي چرخد که ٣٠ برابر سريع تر از دور موتور است، چون تئربين به اگزوز چسبيده دما در آن خيلي بالاست.
راه قطعي براي بدست آوردن قدرت بيشتر از موتور افزايش مقدار هوا و سوختي است که مي سوزد، يک راه براي انجام اين کار اضافه کردن يا بزرگتر کردن سيلندرهاست، بعضي مواقع اين تغييرات شدني نيست، يک توربوشارژر ساده تر است.
 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در چهارشنبه 1387/03/08 و ساعت 16 |

 

در حال زندگي کردن ولذت بردن

18 سال پيش من در شرکت سوئدي ولوو استخدام شدم. کار کردن در اين شرکت تجربه جالبي براي من به وجود آورده است. اينجا هر پروژه­اي حداقل 2 سال طول مي­کشد تا نهايي شود، حتي اگر ايده ساده و واضحي باشد. اين قانون اينجاست. جهاني شدن (globalization) باعث شده است که همه ما در جستجوي نتايج فوري و آني باشيم. و اين مشخصاً با حرکت کند سوئدي­ها در تناقض است. آنها معمولاً تعداد زيادي جلسه برگزار مي­کنند، بحث مي­کنند و خيلي به آرامي کاري را پيش مي­برند. ولي در انتها، اين شيوه هميشه به نتايج بهتري مي­انجامد. به عبارت ديگر:

1- سوئد در حدود 450000 کيلومتر مربع مساحت دارد.

2- سوئد حدود 9 ميليون نفر جمعيت دارد.

3- استکهلم، پايتخت سوئد که به پايتخت اسکانديناوي نيز مشهور است حدود 78000 نفر جمعيت دارد.

4- ولوو، اسکانيا، الکترولوکس و اريکسون برخي از شرکتهاي توليدي سوئد هستند.

اولين روزهايي که در سوئد بودم، يکي از همکارانم هر روز صبح با ماشينش مرا از هتل برمي­داشت و به محل کار مي­بُرد. ماه سپتامبر بود و هوا کمي سرد وبرفي، ما صبح ها زود به کارخانه مي­رسيديم و همکارم ماشينش را در نقطه دوري نسبت به در ورودي ساختمان پارک مي­کرد. در آن زمان، 2000 کارمند ولوو با ماشين شخصي به سر کار مي­آمدند.

روز اول، من چيزي نگفتم، همين طور روز دوم و سوم، روز چهارم به همکارم گفتم: آيا جاي پارک ثابتي داري؟ چرا ماشينت را اينقدر دور از در ورودي پارک مي­کني در حالي که جلوتر هم جاي پارک هست؟

او در جواب گفت: براي اين که ما زود مي­رسيم و وقت براي پياده رفتن داريم. اين جا ها را بايد براي کساني بگذاريم که ديرتر مي­رسند و احتياج به جاي پارکي نزديک­تر به در ورودي دارند تا به موقع به سر کارشان برسند. تو فکر نمي­کني اين طور بهتر باشد؟

ميزان شرمندگي مرا خودتان حدس بزنيد.

اين روزها، جنبشي در اروپا راه افتاد به نام غذاي آهسته (slow food ). اين جنبش مي­گويد که مردم بايد به آهستگي بخورند وبيآشامند، وقت کافي براي چشيدن غذايشان داشته باشند، و بدون هرگونه عجله و شتابي با افراد خانواده و دوستانشان وقت بگذرانند. غذاي آهسته در نقطه مقابل غذاي سريع (Fast food ) و الزاماتي که در سبک زندگي به همراه دارد قرار مي­گيرد. غذاي آهسته پايه جنبش اساساً حس شتاب و ديوانگي به وجود آمده بر اثر نهضت جهاني شدن را زير سوال مي­برد. نهضتي که کميت را جايگزين کيفيت در همه شئون زندگي ما کرده است.

مردم فرانسه با وجودي که 35 ساعت در هفته کار مي­کنند اما از آمريکايي­ها و انگليس­ها مولدترند. آلماني­ها ساعت کار هفتگي را به 28.8 ساعت تقليل داده­اند و مشاهده کرده­اند که بهره­وري وقدرت توليدشان 20 درصد افزايش يافته است. اين گرايش به آهستگي و کند کردن جريان شتاب آلود زندگي، حتي نظر آمريکايي­ها را هم جلب کرده است.

البته اين گرايش به عدم شتاب، به معني کمتر کار کردن يا بهره وري کمتر نيست. بلکه به معني انجام کارها با کيفيت، بهره وري و کمال بيشتر، با توجه بيشتر به جزئيات و با استرس کمتر است، به معني برقراري مجدد ارزشهاي خانوادگي و به دست آوردن زمان آزاد و فراغت بيشتر است، به معني چسبيدن به حال در مقابل آينده نامعلوم و تعريف نشده است، به معني بها دادن به يکي از اساسي­ترين ارزشهاي انساني يعني ساده زندگي کردن است. هدف جنبش آهستگي، محيط­هاي کاري کم تنش­تر، شادتر ومولدتري است که در آن، انسان ها از انجام دادن کاري که چگونگي انجام دادنش را بلدند، لذت مي­برند. اکنون زمان آن فرا رسيده است که توقف کنيم و درباره اين که چگونه شرکتها به توليد محصولاتي با کيفيت  بهتر، در يک محيط آرام­تر و بي­شتاب  و با بهره وري بيشتر نياز دارند، فکر کنيم.

 

بسياري از ما زندگي مان را به دويدن در پشت سر زمان مي­گذرانيم اما تنها هنگامي به آن مي­رسيم که بر اثر سکته قلبي يا در يک تصادف رانندگي به خاطر عجله براي سر وقت رسيدن به سر قراري، بميريم.

بسياري از ما آنقدر نگران و مضطرب زندگي خود در آينده هستيم که زندگي خود در حال حاضر، يعني تنها زماني که واقعاً وجود دارد را فراموش مي­کنيم.

همه ما درسراسر جهان، زمان برابري در اختيار داريم. هيچکس بيشتر يا کمتر ندارد. تفاوت در اين است که هريک از ما با زماني که در اختيار داريم چکار مي­کنيم. ما نياز داريم که هر لحظه را زندگي کنيم. به گفته جان لنون، خواننده معروف: زندگي آن چيزي است که براي تو اتفاق مي­افتد، در حالي که تو سرگرم برنامه ريزي ديگري هستي.

به شما به خاطر اينکه تا پايان اين مطلب را خوانديد تبريک مي­گويم. بسياري هستند که براي هدر ندادن زمان، از وسط مطلب، آن را رها مي­کنند تا از قافله جهاني شدن عقب نمانند.

 

 

مهدي بهادري نژاد

استاد مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی­شریف و عضو پیوسته فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران

استاد برجسته دانشگاه صنعتی شریف- سالهای 1375 و 1376

 استاد نمونه کشور- سال 1377

استاد برجسته مهندسی مکانیک ایران- سال 1377

 ( به انتخاب انجمن مهندسان مکانیک ایران )

 چهره ماندگار- سال 1380
( به انتخاب صدا و سیما )

 

ملاصدرا مي­گويد:

 

خداوند بي نهايت است و لا مکان وبي زمان

اما به قدر فهم تو کوچک مي­شود

و به قدر نياز تو فرود مي­آيد

و به قدر آرزوي تو گسترده مي­شود

و به قدر ايمان تو کارگشا مي­شود

يتيمان را پدر مي­شود ومادر

محتاجان برادري را برادر مي­شود

عقيمان را طفل مي­شود

نا اميدان را اميد مي­شود

گمگشتگان را راه مي­شود

در تاريکي – ماندگان را نور مي­شود

رزمندگان را شمشير مي­شود

پيران را عصا مي­شود

محتاجان به عشق را عشق مي­شود

خداوند همه چيز مي­شود همه کس را...

به شرط اعتقاد،

به شرط پاکي دل،

به شرط پرهيز از معامله با ابليس

بشوييد قلبهايتان را از هر احساس ناروا

و مغزهايتان را ازهر انديشه خلاف

و زبان هايتان را از هر گفتار نا پاک

و دست هايتان را از هر آلودگي در بازار

و بپرهيزيد از ناجوانمردي­ها، ناراستي­ها، نامردمي­ها...

چنين کنيد تا ببينيد خداوند چگونه

برسفره شما با کاسه­اي خوراک و تکه­اي نان مي­نشيند

در دکان شما کفه­هاي ترازويتان را ميزان مي­کند

و در کوچه­هاي خلوت شب با شما آواز مي­خواند...

مگر از زندگي چه مي­خواهيد که در خدايي خدا يافت نمي­شود؟

 

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه 1387/03/01 و ساعت 16 |


Powered By
BLOGFA.COM